تهران - نوروز 8+1400
تصویر در ورای مردی میانسال ، که مقصدی نامعلوم را دنبال می کند ، خیابانهای شهر ، که حال و هوای نوروزی دارند ، را نمایش می دهد .
صدای مردی خسته روی همهمه ی شهر شنیده می شود :
امروز بعد از بیست سال دوباره دیدمش
همه ی خاطرات اون سالها برام زنده شد
بر خلاف من اصلا" تغییری نکرده بود
نمی خواستم دوباره از دستش بدم
به سمتش رفتم
هنوز بهش نزدیک نشده بودم که
با دیدن خودش متوجه شدم اون دخترشه . . .
+ نوشته شده در سیزدهم فروردین ۱۳۸۸ ساعت توسط ایمان
|
اینجا