66
همه چیز خوبه
دردش قطع شده
از کنارش تکون نمی خورم
دارو و غذاشو به زور به خوردش می دم
کلی براش حرف می زنم
. . .
همه چیز خوبه
فقط بوی تعفنش آزارم می ده
+ نوشته شده در بیست و هفتم دی ۱۳۸۷ ساعت توسط ایمان
|
همه چیز خوبه
دردش قطع شده
از کنارش تکون نمی خورم
دارو و غذاشو به زور به خوردش می دم
کلی براش حرف می زنم
. . .
همه چیز خوبه
فقط بوی تعفنش آزارم می ده
باز هم به خون نشست بی کرانِ آسمان
باز ماتم زمین ، باز حسرت زمان
باز هم جهانِ جان در غمش سیاه پوش
ذره ذره ی وجود در فغان و در خروش
ماه چهره اش گرفت ، آسمان ز پا نشست
سرو قامتش خمید ، پشت عاشقی شکست
انگلیسی : he she
عربی : هِیَ هُوَ
فارسی : او او