خدا خیرش بدهد .

پیرمرد نیکوکار با انگشت زدن بیعنامه ، کار خرید یک بنای دیگر را تمام کرد و به

زودی ساخت یکصدمین مدرسه اش را شروع می کند .

با تخریب بنای قدیمی ، مستاجر بی چاره با چند سر عائله اش آواره می شود .

آموزگاری دلسوز که در طول خدمتش دست کم به هزار دانش آموز خواندن و نوشتن

آموخته است . . .