سالهاست آرزوی این لحظه را دارم ، می خواهم باران را به عقدم درآورم ، ابر می آید تا جاری کند ، خورشید سر می رسد ، حسادت می کند ، سخت می سوزد ، مانع می شود ، باران می رود ، ابر ناپدید می شود ، دوباره سالها باید صبر کنم ، شاید هم هیچ وقت ؛ اینجا کویر است